الراحمین فرمود خداوند شما را رحم نکند این برای شماست شما را هزار سال در این مسخ شدگی در قالبی پس از قالبی بازمیگردانم و عذاب و عقوبتم را بر شما تازه میکنم به جزای آنچه کسب کردید گفتند عفو کن ما را ببخش. گفت نه خداوند شما را ببخشد و نه رحم کند که همانا رحمت و عفو من برای اولیا و برگزیدگان من است و همانا نقمت و خشم و عقوبت من بر دشمنانم از ظالمان است سپس بر آن دو فریادی کشید پس در زمین فرو رفتند مفصل گفت ای مولای من پس به کجا رفتند فرمود به سوی یارانشان بازگشتند و با حسین میجنگیدند گفتم ای مولای من آیا در آن روز از مؤمنان موحد کسی با حسین بود؟ فرمود مؤمنی عارف و موحد با او بود، ابوالخطاب منه السلام با او حاضر شد پس گفتم آیا نمیشنوی ای ابوالخطاب که مولایم چه میگوید پس گفت آری من با او بودم پس مفضل تعجب کرد فرمود. آیا تعجب میکنی ای مفضل گفتم آری به خدا سوگند فرمود و من با امیرالمؤمنین بودهام گفتم سبحان الله سپس به حدیثش بازگشت فرمود و همانا حسین هنگامی که او را محاصره کردند فرمود ای جبرائیل و ای میکائیل و ای اسرافیل گفتند لبیک ای پروردگار ما و سرور ما فرمود مرا سه بار در هوا بالا ببرید که همانا من بلند مرتبهام پس حسین بالا رفت و جبرائیل با او بالا رفت .سپس تلاوت کرد: {لَا یؤَمِنُونَ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ایمان نمیآورند تا عذاب دردناک را ببینند} سپس آنان را از موضع عزت و قدرت گرفت. گفتم مولای من آیا یاران حسین جبرائیل را میدیدند فرمود آری و میکائیل و اسرافیل را میدیدند و من آنان را




