وَلَا تُطْلِعْ عَلَيْهِ إِلَّا وَلِيًّا مُخْلِصًا فَإِنْ أَفْشَيْتَهُ إِلَى أَعْدَائِنَا فَقَدْ أَعَنْتَ عَلَى قَتْلِ نَفْسِكَ قُلْتُ : سَيِّدِي وَمَوْلَايَ أَفْعَلُ إنْ شَاءَ اللهُ وَإِنِّي لَأَعْجَبُ مِنْ كِتْمَانِ هَذَا كَيْفَ تَوْصِينَا وَتَأْمُرُنَا بِكِتْمَانِهِ قَالَ : يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللهَ عَزَ وَ جَلَّ أَحَبَّ انْ يُعْبَدَ سِرًّا فَمَا ذَنْبُ جَعْفَرٍ قُلْتُ : صَدَقْتَ يَا مَوْلَايَ.
مفضل منه السلام گفت عرض کردم سرورم(حضرت صادق عزعزه) مرا از قصه حسین عزعزه خبر ده که چگونه کشته شدن و ذبح شدنش بر مردمان مشتبه شد فرمود همانگونه که بر کسانی که پیش از آنان بودند در کشتن مسیح امر مشتبه شد ای مفضل و این سری از اسرار خداوند است که بر مردمان پوشیده مانده و خاصان و اولیا و برگزیدگان از بندگانش و مخصوصان از خلقش آن را شناختهاند که امام با بدن وارد میشود پس هنگامی که بر حسین گرد آمدند تا او را ذبح کنند از بدنش خارج شد1 و خداوند او را به سوی خود بالا برد و دشمنان را از او باز داشت و هر آینه در آن روز بر دشمنانش خشمی گرفت خشم جبارانهای که آسمانها و زمین و کوهها در برابر عظمتش تاب نمیآورند و نزدیک بود که به سرعت بر آنان عذاب فرستد ولیکن او بردبار صاحب انتقام است که از فوت فرصت نمی هراسد و در وعدهاش خلاف نمیکند و حکمش را بازگردانندهای نیست همانگونه که خود را سبحانه به




