محمد بن یزید، از عمر بن همدانی، از مخول بن ابراهیم، از جعفر بن محمد قصیر، از یونس بن ظبیان، که سند آن را به عمار بن یاسر علیهم السلام رسانده است، حدیث کرد که گفت: هنگامی که با مولایمان امیرالمؤمنین عزّ عزّه به سوی صفین در حرکت بودیم و از راه طفوف میگذشتیم، چون به سرزمین کربلا رسیدیم، در آنجا ایستاد و سپس فرمود ای عمار آیا این مکان را میشناسی ؟عرض کردم نه به خدا سوگند ای مولای من ولی شنیدهام که آن را "ارض العیون" (سرزمین چشمهها) مینامند فرمود: به راستی که سرزمین چشمههاست، اما منظور تو کدام چشمههاست؟عرض کردم: چشمههای خرما فرمود: بر این چشمهها وصفی دیگر افزودهاند. به خدا قسم این همان "العیون" است. سپس فرمود: «آیا میدانی در کدام قسمت آن ایستادهای؟عرض کردم خیر ای مولای من فرمود: ای عمار، در آن تأمل کن، که آن را خواهی شناخت پس با تأمل نگریستم و ناگهان خود را در همان مکانی یافتم که نبی عزّ عزّه در شب معراج از آن به آسمان عروج کرد سپس به سمت راست خود برگشتم و حسین را ایستاده دیدم. او فرمود: ای عمار، این همان مکانی است که از آن عروج کرد و در آن عروج خواهد کرعرض کردم: ای مولای من، آیا حسین از این مکان عروج میکند؟فرمود: آری ای عمار، به او بنگرپس به او نگریستم و ناگهان او را رسول خدا عزّ عزّه دیدم. عرض کردم: «ای مولای من، این رسول خداست که زنده همراه ماست فرمود: «او رسول خداست، و او محمد است و او حسین است، و او صاحب معراج است عرض کردم: «ای سرور من، پس چرا میگوییم که سیدمحمد از ما غایب شده است؟فرمود: ای عمار، محمد هرگز غایب نمیشود و تغییر نمییابد، بلکه این فهمها هستند که




