چهرههای ایشان (برای تبرک) میکشندو فرمود: و خداوند، صبحگاه و شامگاه، برای زائران حسین از طعام بهشت فرو میفرستد و خدمتکارانشان فرشتگانند. هیچ بندهای از خدا حاجتی از حوائج دنیا و آخرت را درخواست نمیکند مگر آنکه خداوند آن را به او عطا میفرماید (مفضل) گفت عرض کردم: «سوگند به خدا، این همان کرامت (واقعی) است به من فرمود: «ای مفضل، آیا برایت بیفزایم؟» عرض کردم: آری، سرورم. فرمود: «گویی تختی از نور را میبینم که نهاده شده و بر آن گنبدی از یاقوت سرخ که با جواهرات آراسته شده، برپا گشته است. و گویی حسین را میبینم که بر آن تخت نشسته و گرداگرد او نود هزار گنبد سبز قرار دارد. و گویی مؤمنان را میبینم که او را زیارت کرده و بر او سلام میکنند. پس خداوند عزّ و جلّ به ایشان میفرماید: ای اولیای من، از من بخواهید. چه بسیار آزار دیدید و خوار شدید و تحت ستم قرار گرفتید. پس این روزی است که هیچ حاجتی از حوائج دنیا و آخرت را از من درخواست نمیکنید مگر آنکه آن را برایتان برآورده سازم. پس خوردن و نوشیدنشان در بهشت خواهد بود. سوگند به خدا، این است آن کرامتی که پایانی برایش نیست و نهایت آن درک نمیشود.
گویی حسین را میبینم که نشسته و گویی مؤمنان را میبینم که او را زیارت میکنند، پس خداوند میفرماید: از من بخواهید!به جهتِ خطاب و به گوینده توجه کن. این حسین بود که نشسته بود و او بود که با اولیای خود سخن گفت، اما روایت با لفظ جلاله (الله) از او تعبیر کرده است. و حتی اگر کسی آن




