و همانا ظهور چنین جماعتی با ظهور هر دین و دعوتی، امری حتمی و ضروری است. و این به دلیل تفاوت در فهم مردم و اختلاف در گنجایش و میزان درکشان از حقایق است. لذا ضرورت داشت که خطاب الهی از طریق پیامبر یا امام، یا خطاب مستقیم الهی از طریق ظهورش -همانطور که گفتیم- در سطوح مختلف باشد. پس با مردم، هر یک را به اندازه درجه معرفتیاش خطاب کرد. نتیجه این اختلاف، ظهور فرقههای بسیار پس از هر رسول و دعوت دینی بود. (البته طبیعتاً اسباب دیگری نیز وجود دارد اما موضوع این مقاله نیست).
هر فرقهای ادعای حقانیت میکند و دین را بر اساس نصوصی که به دستشان رسیده یا سطحی که رسول با آنان سخن گفته، عرضه میدارد
و ما این قول را که سال معینی در زمان ائمه یا پس از ایشان برای ظهور این جماعت تعیین شود، تأیید نمیکنیم. چرا که وجودشان همزمان با وقت ظهور دعوت و سخن گفتن امام بوده است. زیرا این جماعت، نماینده مجموعهای از اصحاب مقرب ائمه هستند که حاملان اسرار ایشان بودند و از کسانی بودند که توانستند آنچه را اهل ظاهر -که به پوستههای دین اکتفا کردند- توانایی آن را نداشتند، حمل کنند
پس در زمان پیامبر و امیرالمؤمنین عزعزهما، اولین ظهور این جماعت در وجود سید عبدالله بن سبأ و ده تن از یارانش -علیهم السلام- متبلور شد؛ کسانی که در دورههای معینی به برخی از عقاید خود در برابر مردم تصریح کردند. پس از ایشان، شخصیتهای دیگری از اصحاب -که صلوات و رحمت خدا بر




