وَلَمَّا اِسْتَفَاقَ عبد الله بْنِ سَبَأ 1 رَأَى اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عَزَّ عَزُّهُ يُنِيرُ مِنْ شَفَتَيْهِ وَأَسْنَانِهِ اَلْبَدْرُ وَالْمُشْتَرِي وَتُشِعُّ مِنْ وُجْهِةِ شَمْسُ اَلْعَالَمِ اَلْأَكْبَرِ وَهِيَ تُثِيرُ اَلْجَزَعَ كَأَنَّهَا سَتُحْرِقُ عَبْدَ اَللهِ . وَهُوَ يَقُولُ : لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ ، لَا إِلَهَ غَيْرِي أَنَا مُعَذِّبُ اَلْكَافِرِينَ وَمُخَلِّصُ اَلْمُؤْمِنِينَ ، أَنَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَأَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ وَأَنَا فَاطِمَةٌ اَلزَّهْرَاءِ وَأَنَا عَلِيٌّ اَلْأَعْلَى وَأَنَا مُحَمَّدُ اَلْمُصْطَفَى . فَسَقَطَ عَبْدُ اَللهِ مَرَّةً أُخْرَى عَلَى اَلْأَرْضِ2
در حدیثی طولانی میان عبدالله بن سبأ و مولای ما باقر عزّ عزّه، و پس از آنکه مولای ما عزّ عزّه به صورتی متفاوت بر او ظهور کرد، سپس در صورت حسین عزّ عزّه بر او ظاهر گشت..
و چون عبدالله بن سبأ به خود آمد، حسین بن علی عزّ عزّه را دید که از لبان و دندانهایش،(مانند) ماه تمام و ستاره مشتری نور میافشاند و از رخسارش خورشید عالم اکبر پرتو میفکند، و آن (نور) چنان وحشتانگیز بود که گویی نزدیک است عبدالله را بسوزاند. و او (حسین در آن ظهور) میفرمود: «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ. خدایی جز من نیست. من عذابدهندهٔ کافران و رهاییبخش مؤمنانم. من حسین بن علیام، و من حسن بن علیام، و من فاطمه




