همانا در آن هنگام که جسد بشری عیسی بر صلیب جلجله1 آویخته شده بود، یوحنا در داخل غاری در کنار کوه بود و با مسیح سخن میگفت که به او فرمود: ای یوحنا، در نظر مردمِ اورشلیم، من به صلیب کشیده میشوم و با میخها کوبیده میشوم و با نیزه زخمی میگردم و به من سرکه و مُرّ (دارویی تلخ) داده میشود تا بنوشم، اما اینک من با تو سخن میگویم، پس به گفتهام گوش فرا ده. همانا من هیچیک از آن چیزهایی را که خواهند گفت متحمل شدهام، متحمل نشدهام2
و فرقهی دومی که قائل به عدم صلب مسیح شدند«باسیلیِدیه» بودند و آنان پیروان شخصی به نام «باسیلیِدس» هستند. و شگفتی بزرگتر آنکه، کسی که این مطلب را نقل کرده، همان شخصی است که نفیِ صلب مسیح توسط اسلام را انکار میکرد و با حالت تحدی و چالش، خواستار [نام بردن] حتی یک شخص میشد که قضیهی صلب سید ما مسیح عزعزه را نفی کرده باشد
عبدالمسیح بسیط، در حال دفاع میگوید که هیچکس جز باسیلیدس قائل به صلیبِ شبیه (بدیل) برای مسیح نشده است، و میگوید: و هیچکس جز یک شخص، و او فقط




