خواهند گفت. از آنجا که جایگاه آسایش در واقع نه دیده میشود و نه توصیف میشود من که پروردگار این مکان هستم نیز نمیتوانم دیده یا توصیف شوم1
پدر نا مولود و بینام، از آنجا که میدانستند آنها (مردم) هلاک خواهند شد، پسر اول خود را فرستاد که مسیح نامیده میشود تا کسانی را که به او ایمان میآورند، از سلطه کسانی که جهان را ساختند، آزاد کند. و بنابراین او بر روی زمین به صورت انسانی برای مردمان آن قدرتها ظاهر شد و معجزاتی انجام داد (و خودش نمرد) بلکه شمعون قیروانی بود که مُرد، همان کسی که مجبور شد به جای او صلیب را حمل کند به گونهای که شکل او به وسیله او تغییر کرد تا گمان شود که عیسی به دلیل جهل و خطا به صلیب کشیده شده است. اما خود عیسی شکل شمعون را گرفت و در حالی که در میان آنها حاضر بود و از آنجا که او یک نیروی غیرجسمانی و ذهن پدر نامولود بود، میتوانست شکل خود را هر طور که میخواست تغییر دهد و بدین ترتیب به سوی کسی که او را فرستاده بود بالا رفت و آنها را مسخره میکرد زیرا نمیتوانستند او را بگیرند او برای همه نامرئی بود.2




