«به نقل از اَسباط بن نصر میگوید: بنیاسرائیل عیسی و نوزده نفر از حواریون را در خانهای محاصره کردند عیسی به یارانش گفت چه کسی چهره مرا به خود میگیرد تا کشته شود و در مقابل بهشت برای او باشد مردی از میان آنها این کار را پذیرفت و عیسی به آسمان بالا برده شد این همان است که خداوند میفرماید وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ»
فَقَالَ يَا مَعْشَرَ الْحَوَارِيِّينَ، أَيُّكُمْ يُحِبُّ أَنْ يَكُونَ رَفِيقِي فِي الْجَنَّةِ عَلَى أَنْ يَشْتَبِهَ لِلْقَوْمِ، فَيَقْتُلُوهُ مَكَانِي؟ فَقَالَ جَرْجُسُ: أَنَا. قَالَ: فَاجْلِسْ. فَدَخَلُوا وَقَدْ رُفِعَ عِيسَى
«پس عیسی گفت ای گروه حواریون کدامیک از شما دوست دارد همنشین من در جنت باشد به شرط آنکه برای این مردم شبیه من شود تا او را به جای من بکشند جرجس گفت من عیسی گفت بنشین پس وارد شدند در حالی که عیسی بالا برده شده بود.»
روایات مسیحیان باطنی در تشبیه
باسیلیدس میگوید: «هنگامی که عیسی به شکل شمعون قیروانی درآمد، در کنار جاده ایستاد و یهودیان و رومیانی را که به اشتباه گمان میکردند او را به صلیب کشیدهاند، مسخره کرد. سپس روح نامرئی او به آسمان پرواز کرد.1




