در ذات الله دید، شُبههای بر دشمنش یهودا لعنة الله افکند، همانگونه که برای سرور ما حنظلة بن اسعد شبامی اتفاق افتاد.
بنگر ای مؤمن، سیدهی ما مریم بر شخصِ به صلیب کشیده گریست، سپس سرور ما مسیح او را آگاه ساخت که او قطعاً به صلیب کشیده نشده است. آن سیده، حقیقت امر را میدانست، ولیکن [این کار] برای تعلیم بود ای مؤمن، برای تعلیم! و کمالِ آنچه خداوند از تعلیمش برای ما اراده کرده است، همان تسلیم مطلق در برابر مشیت او سبحانه است.
و شگفت آنکه در نص ظاهریِ مسیحی، آیهای آمده است که تا حدی به این گفته شباهت دارد. این را گفت وروی برگرداند و عیسی را ایستاده دید، ولی نشناخت که عیسی است. عیسی به او گفت: «ای زن، چرا گریه میکنی؟ که را میجویی؟» او گمان کرد باغبان است؛ به او گفت: «ای آقا، اگر تو او را بردهای، به من بگو کجا گذاشتهای تا من او را بردارم.» عیسی به او گفت: «مریم!» او برگشت و به عبری به او گفت: «رابونی!» یعنی ای استاد و این نص دربارهی سیدهی ما مریم مجدلیه منها السلام است. و این قصه از [طریق] عُمَریه است و در آن شواهدی (گواهها و نظایری) از ظاهر وجود دارد.
عَنْ إِسْمَاعِيلَ السُّدِّيِّ -مِنْ طَرِيقِ أَسْبَاطِ بْنِ نَصْرٍ- قَالَ: إِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ حَصَرُوا عِيسَى وَتِسْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا مِنَ الْحَوَارِيِّينَ فِي بَيْتٍ، فَقَالَ عِيسَى لِأَصْحَابِهِ: مَنْ يَأْخُذُ صُورَتِي فَيُقْتَلُ وَلَهُ الْجَنَّةُ؟ فَأَخَذَهَا رَجُلٌ مِنْهُمْ، وَصُعِدَ بِعِيسَى إِلَى السَّمَاءِ، فَذَلِكَ قَوْلُهُ: {وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللهُ وَاللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}




