مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

کربلا میان حقیقت و وهم، میان کشته شدن و تشبیه - کتیبه محمد بن نصیر

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 192 من 524

آن باطن و امر ما چنین است. در این روایت اشاره ای واضح به تشبیه وجود دارد، و نشان می‌دهد که واقعیت بر خلاف چیزی است که چشم‌ها می‌بینند.

وَعَنْ إِبْرَاهِيمَ اَلصَّبَّاغِ قَالَ : لَقَدْ أَوْدَعْتُ أَبَا اَلْخَطَّابِ مِنهُ السلام مَالاً لِأَنَّ أَهْلَ اَلْكُوفَةِ كَانُوا يَثِقُونَ بِهِ عَلَى أَمْوَالِهِمْ ، فَلَمَّا نَزَلَتْ بِهِ اَلْمِحْنَةُ وَالْقَتْلُ ، فَقُلْتُ : وَاَللهِ لَمَضَيْتُ إِلَى دَارِهِ ، وَلْفَجَعْتُ أَهْلَهُ  فَقَالَ نَجْلِيَ : لَا تَفْعَلْ وَاطْلُبْ مَالَكَ ، فَمَضَيْتُ حَتَّى أَتَيْتُ مَنْزِلَ أَبِي اَلْخَطَّابِ ، فَقَرَعْتُ اَلْبَابَ فَخَرَجَتْ اَلْجَارِيَةُ . فَقَالَ : مَنْ بِالْبَابِ ؟ فَقُلْتُ : اِبْنُ اَلصَّبَّاغِ فَقَالَتْ : اُدْخُلْ فَدَخَلْتُ ، وَإِذَا بِأَبِي اَلْخَطَابِ جَالِسُ فِي صَدْرِ اَلْمَجْلِسِ . فَقَالَ : يَا إِبْرَاهِيمُ كُلُّ اَلْأَمْرِ بِخِلَافِ مَا رَأَيْتَ ، مَالُكَ فِي مَوْضِعِ كَذَا وَكَذَا . فَقُلْتُ : آمَنْتُ وَصَدَّقْتُ.1

« و از ابراهیم صبّاغ روایت است که گفت: من مالی را نزد ابوالخطاب منه السلام به امانت سپردم، زیرا مردم کوفه در اموالشان به او اعتماد داشتند. پس چون آن آزمون سخت( کشته شدن جناب ابوالخطاب در مسجد کوفه) و قتل بر او فرود آمد، با خود گفتم: به خدا سوگند به خانه‌اش می‌روم و خانواده‌اش را پریشان می‌کنم. پسرم گفت: این کار را نکن و [فقط] مالت را طلب کن. پس راهی شدم تا به منزل ابوالخطاب رسیدم و در را کوبیدم. کنیزک بیرون آمد. [ابوالخطاب از داخل] گفت: کیست پشت در؟ گفتم: پسرِ صبّاغ. [کنیزک] گفت: داخل شو. پس داخل شدم و ناگهان ابوالخطاب را دیدم که در صدر مجلس نشسته است.

الهوامش

1المعارف للشاب الثقة
الصفحة 192 من 524