جهت بیننده. زیرا دگرگونی که فقط از جهت بیننده رخ میدهد، مخصوص صورت خاصِ ازلی و قدیم مولای ماست،
ماجرای گمان سندی بن شاهک لعنت الله علیه که او گمان کرد مولای ما کاظم را غسل داده است.
عَن المُسَيبْ قَالَ مَولاَنَا الكَاظِمَ عَزَّ عِزُّهُ: يَا مُسَيَّبُ إِنَّ هَذَا الرِّجْسَ السِّنْدِيَّ بْنَ شَاهِكَ سَيَزْعُمُ أَنَّهُ يَتَوَلَّى غُسْلِي وَ دَفْنِي هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ أَبَداً .. فَوَ اللهِ لَقَدْ رَأَيْتُهُمْ بِعَيْنِي وَهُمْ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ يَغْسِلُونَهُ فَلَا تَصِلُ أَيْدِيهِمْ إِلَيْهِ وَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ يُحَنِّطُونَهُ وَ يُكَفِّنُونَهُ وَ أَرَاهُمْ لَا يَصْنَعُونَ بِهِ شَيْئاً1
مسيب گفت، مولای ما کاظم عزعزه فرمودند: ای مسیّب! این پلید، سندی بن شاهک، گمان خواهد کرد که غسل و دفن مرا بر عهده میگیرد، هیهات هیهات که هرگز چنین نخواهد شد. پس به خدا سوگند، من با چشمان خود دیدم که آنها گمان میکردند او را غسل میدهند در حالی که دستانشان به او نمیرسید، و گمان میکردند او را حنوط و کفن میکنند در حالی که من میدیدم هیچ کاری با او نمیتوانستند انجام دهند»
پس ای مؤمن، اگر ناسوت (مثل سایر مخلوقین) بودند، همانند ناسوتها، دست ظالمِ ملعون، سندی بن شاهک لعنت و نفرین خدای بلندمرتبه و




