باب چهارم
مفهوم عمومی تشبیه
پس از فهم ما از موضوع صورتِ مرِئی و قدرت و کیفیت آن که تخیلی درچشم بینندگان است، و پس از اقرار به جلالت و رفعت آل محمد، و پس از آنکه دلت بر ای امر قرار گرفت، به ذکر برخی از آیات قرآنی و احادیث دربارۀ وقوع تشبیه به صورت عمومی و در بسیاری از مواقع، در ظاهر و باطن، خواهیم پرداخت. و این به ما کمک خواهد کرد در فهم مسئلۀ تخیل در دیدگان خلق، و اینکه تصویری که میبینی تنها در نظر تو رخ داده است(نه در واقعیت). و این مقدمهای خواهد بود بر موضوع تشبیهِ کربلا. و در آن، حوادث و روایاتی را که برای دیگر امامان اتفاق افتاده است و بر تشبیه دلالت کرده و به آن اشاره دارد، ذکر خواهیم کرد. و پس از آن، روایات مربوط به تشبیه کربلا را به صورت خاص در فصل آینده خواهیم آورد..
{ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ۚوَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ ۚ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَنِّ ۚوَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا}1
«و او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه برایشان مشتبه شد؛ و همانا کسانی که دربارۀ او اختلاف کردند، قطعاً در شک هستند. ایشان به آن هیچ دانشی ندارند، جز پیروی از گمان؛ و او را به یقین نکشتند.»




