قَالَ مَوْلَانَا أَبِي عَبْدِ اللهِ الصادق عَزَّ عِزُّهُ : إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ كُلَّهَا، وَ لَمْ يُفَوِّضْ إِلَيْهِ أَنْ يَكُونَ ذَلِيلًا، أَ مَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: {وَ للهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ}، فَالْمُؤْمِنُ يَكُونُ عَزِيزاً وَ لَا يَكُونُ ذَلِيلًا .ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَعَزُّ مِنَ الْجَبَلِ، أَنَّ الْجَبَلَ يُسْتَقَلُّ مِنْهُ بِالْمَعَاوِلِ، وَ الْمُؤْمِنُ لَا يُسْتَقَلُّ مِنْ دِينِهِ شَيْءٌ 1
«مولایمان ابوعبدالله صادق عزّ عزّه فرمود: همانا خداوند عزّ و جلّ همه امور مؤمن را به خودش واگذار کرده، ولی به او واگذار نکرده است که خوار باشد. آیا سخن خداوند عزّ و جلّ را نمیشنوی که میگوید: {و عزت برای خدا و برای رسولش و برای مؤمنان است}، پس مؤمن عزیز است و خوار نیست. سپس فرمود: همانا مؤمن از کوه گرامیتر (عزیزتر) است، زیرا کوه با کلنگها از آن کاسته میشود، ولی از دین مؤمن چیزی کاسته نمیشود.»
سخن مولایمان حسین عزّ عزّه در خطبۀ خود: (وَهَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللهُ ذَلِكَ لَنَا وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنِينَ2 و خواری از ما بسیار دور است، خدا و رسولش و مؤمنان از آن برای ما ابا دارند)
خداوند خواری را برای آنها نمیخواهد و مقصّره (کوتاهیکنندگان در معرفت) جز آنکه آنها را با خواری توصیف کنند، ابا دارند. خود را از آنچه جاهلان میگویند منزه بدارید. و این بخش را با دو روایت شریف به پایان میبریم




