و گویی او، (پاک و منزه است)، ترسان، فراری، و محبوس است، و پناه بر خدا که ترسو باشد. پس این حدیث که در بحار الانوار موجود است، حجتی است بر آنها به خاطر افترایشان بر مولایمان محمد بن الحسن عزّ عزّهم، مالک مُلک و خالق فلک.
وَقَالَ مَعْمَرُ بْنُ خَلَّادٍ لِمَوْلَانَا الرِّضَا عَزَّ عِزَّهُ : عَجَّلَ اللَّهُ فَرْجَكَ فَقَالَ عَزَّ عِزِّهُ يَا مَعْمَرُ ذَاكَ فَرْجُكُمْ أَنْتُمْ ، فَأَمَّا أَنَا فَوَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا مُزَوَّدٌفِيهِ كَفُّ سَوِيقٍ خْتُومٌ بِخَاتَمٍ1
وَمَعْمَرُ بْنُ خَلَّادٍ به مولایمان رضا عزّ عزّه گفت: خداوند در گشایش شما تعجیل فرماید. پس امام عزّ عزّه فرمود: ای معمر، آن گشایش شماست. اما من، به خدا سوگند، آن(فرج) نیست جز یک توشه دانی که در آن یک کف آرد با مهری مهر شده است.
عدم وقوع خواری بر آنان(امامان جل جلالهم)
این فصل خندهدار و گریهآور است. با برخی از اخبار، بعضی از شبهات مقصّره و سادهلوحی عقول محدّثان نزد ایشان و عدم درایت آنها به اخبار و فهم سطحیشان از آثار (روایات) مربوط به مولای پاکمان را بیان خواهیم کرد.




