مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

کربلا میان حقیقت و وهم، میان کشته شدن و تشبیه - کتیبه محمد بن نصیر

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 143 من 524

نگریستم، در دل خود گفتم: پدر و مادرم فدایت ای سرورم، مظلوم، غصب شده و ستم دیده! سپس به او نزدیک شدم، میان چشمانش را بوسیدم و در برابرش نشستم. او به من روی آورد و فرمود: ای پسر خالد، ما به این امر داناتریم، پس این را در دلت تصور مکن. گفتم: فدایت شوم، به خدا سوگند قصد بدی نداشتم. فرمود: ما به این امر از دیگران داناتریم؛ اگر می‌خواستیم، به ما اجازه (اختیار) داده می‌شد. همانا برای این قوم حدی و پایانی است که ناگزیر به آن خواهند رسید. راوی گفت: پس گفتم: دیگر چنین نمی‌کنم و هرگز چنین چیزی در دل خود نمی‌گنجانم. فرمود: هرگز چنین مکن»

پس ای برادر مؤمن تأمل کن؛ آیا کسی که دنیا را به‌طور کامل مانند پاره‌ای از گردو در اختیار دارد، مورد ستم قرار می‌گیرد؟ اما همانا برای این قوم حدی و پایانی است که ناگزیر به آن خواهند رسید.

واقعه در بند کشیدن مولایمان زین‌العابدین عزّ عزّه

قَالَ الزُّهْرِيُّ شَهِدْتُ مولانا عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ زَيْنَ الْعَابِدِينَ عِزَّ عِزُّهُ يَوْمَ حَمَلَهُ عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ مَرْوَانَ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى الشَّامِ وَأَثْقَلَهُ حَدِيدَاً ، وَوَكَّلَ بِهِ حُفَّاظَاً فِي عِدَّةٍ وَجَمَعٍ فَاسْتَأْذَنَهُمْ فِي السَّلَامِ عَلَيْهِ وَالتَّوْدِيعِ لَهُ فَأَذِنُوا لِي ، فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَهُوَ فِي قُبَّةٍ ، وَالْأَقْيَادُ فِي رِجْلَيْهِ وَالْغِلُّ فِي يَدَيْهِ ، فَبَكَيْتُ وَقُلْتُ : وَدِدْتُ أَنِّي

الصفحة 143 من 524