شدند. و همچنین برای هر عارفی روشن خواهد بود که امام از روی تقیه و به جهت مراعات حالِ پرسشگر پاسخ داد.
عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ مولانا أَبَا عَبْدِ اَللهِ عَزَّ عِزُّهُ قَوْلِ اَللهِ: {وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ } إِلَى {قٰالُوا بَلىٰ} قَالَ: كَانَ مُحَمَّدٌ عَزَّ عِزُّهُ أَوَّلُ مَنْ قَالَ: بَلَى، قُلْتُ: كَانَتْ رُؤْيَةَ مُعَايَنَةٍ قَالَ: نَعَمْ فَأَثْبَتَ اَلْمَعْرِفَةَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ نَسُوا ذَلِكَ اَلْمِيثَاقَ، وَ سَيَذْكُرُونَهُ بَعْدُ، وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لَمْ يَدْرِ أَحَدٌ مَنْ خَالِقَهُ وَ لاَ مَنْ رَازِقَهُ1 از زراره [روایت است که] گفت: از مولایمان اباعبدالله عَزَّ عِزُّهُ درباره این سخن خداوند پرسیدم: {و هنگامی که پروردگارت از بنیآدم از پشتهایشان...تا ...گفتند: بَلیٰ}. [امام] فرمود: محمد عَزَّ عِزُّهُ نخستین کسی بود که گفت: «بَلیٰ». گفتم: آیا آن یک رؤیتِ مُعاینَه (دیدن مستقیم با چشم) بود؟ فرمود: آری. پس معرفت را در قلبهایشان استوار ساخت ولی آن میثاق را فراموش کردند؛ و بعدها آن را به یاد خواهند آورد، و اگر چنین نبود، هیچکس نمیدانست خالق و روزیدهندهاش کیست.
پس آن یک رؤیتِ مُعاینَه بود و این عینِ عدل است. پس چگونه میتوان آفریدگار سبحانه را بدون دیدنش شناخت؟ و اخبار موالیان ما بر این اجماع دارد که: «خدا را با خدا بشناسید». پس چگونه من خدا را بشناسم و ذاتش را اثبات کنم در حالی که او عاطل (تهی) از ظهورش باشد، باشد-حاشا-ولیکن او با




