یونس به همراه ابیالخطاب در شدیدترین عذاب به هم بسته شدهاند و یارانشان نیز با آن شیطان، همراه فرعون و آل فرعون در شدیدترین عذابند. این را از پدرم شنیدم،یونس [راوی] گفت: پس آن مرد از نزد ایشان برخاست و ده قدم به در نرسیده بود که بیهوش بر زمین افتاد در حالی که رَجیع (مدفوع) خود را قی کرده بود، و او را در حالت مرده بیرون بردند.پس ابوالحسن عَزعزه فرمود: فرشتهای که در دستش عمودی بود نزد او آمد و بر تارک سرش چنان ضربهای زد که از آن مثانهاش واژگون گشت تا آنجا که رَجیع خود را قی کرد، و خداوند روحش را به سوی هاویه روانه ساخت و او را به مصاحبش که برایش حدیث گفته بود یعنی یونس بن ظبیان، و آن شیطانی که پیوسته در نظرش پدیدار میشد، ملحق گردانید.
این حدیث بر پایهی تقیه است، زیرا نزد مُقَصِّره در کتابهایشان معلوم و مشهور است که مولای ما، ابن ظبیان را مدح کرده است، و اگر اخباری در لعن او نزدشان یافت شود، این از باب تقیه میباشد. و این طَیّار (غالی)، خدا خیرش دهد، جز به حق سخن نگفت و جز به صواب تکلم ننمود. پس چگونه شیاطین بر شخصی مانند ابن ظبیان نازل میشوند؟
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ (221) تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (222) يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ(223)1 آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی




