هبوط کردند و دلیل آن این گفتهی خداوند تعالی است:﴿ إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ1 جز ابلیس که از جن بود پس از امر پروردگارش فاسق شد.﴾ و جن همان مؤمنان هستند و او با انکارش به ظلمت استحاله یافت و تبدیل شد.
و ابوالحسن بن بطیطه رضی الله عنه در کتابش معروف به المقنع روایت کرده است که او از خداوند مهلت خواست و خداوند او را تا روز وقت معلوم مهلت داد و این به عنوان پاداش برای اقرار پیشین او بود و دلیل آن این است که او ناگزیر است که در هر ظهورِ قبهای خود نیز با قبهای و مراتب و درجاتی ظاهر شود پس برای او بابی در کفر و نقیبی در کفر و نجیبی در کفر خواهد بود و استطاعت و توانی که با او بود با او باقی است و خداوند آن را از او سلب نکرد زیرا او مهلت خواست و خداوند اجابتش کرد. آیا نمی بینی که ابلیس قدرتی دارد که آن را ظاهر می سازد و با آن گروه و یارانش را پدید می آورد آیا به آن خبر روایت شده که مردم بر آن اجماع دارند ننگریستهای؟ که سکد لعنه الله بر منبر ایستاد و گفت ای ساریه اسبانت را به کوه2 پناه ده و اقرار آن جماعت که صدای او را در آن وقت شنیدند در حالی که میان او و آن مکان سه روز راه بود. و مانند آن، خبر او با نیل است که آبش کم شد تا آنکه مردم به او شکایت کردند




