دو معنا را محتمل است یکی از آن دو خلقت آدم یعنی این اجسام طبیعی از نور و آتش و باد و آب و طین است.
پس انسان با آتش می خورد و می آشامد و با باد جماع میکند و می بوید و لذت طعام و شراب را با آب می یابد و با نور می بیند و عمل می کند پس اگر آتشی که در معدهاش است نبود نه طعامی را می پخت و نه شرابی را و اگر باد نبود آتش معده شعلهور نمی شد و اگر نور نبود نه می دید و نه تعقل می کرد و اگر باد نبود نه می رفت و نه می آمد و نه حرکت می کرد پس چون میان روح و جسد جدایی افکنده شود باد و آتش و نور و آب به قِدَد یعنی عناصر نخستین بازگردانده می شوند و جسم به زمین نازل می شود. زیرا از آن است و اگر جسم در دنیا فاسد شود به سبب آن است که باد آب را می خشکاند پس گل خشک می شود و به خاک تبدیل می گردد و هر چیزی به جوهر نخستین خود بازگردانده می شود.
پس آنچه از نفس مؤمن است نوری است مؤید به عقل و آنچه از نفس کافر است ظلمتی است مؤید به کفر به سبب استحاله یافتنش و دومین معنا خلقت آدم یعنی اهل مراتب از انواری که شکی در آنها داخل نشده است.
و این جدول موضوع موضوع معرفت اعداد مراتب و اهل آن است و آن در کتاب المراتب و الدرج است و ابومحمد بن شعبه آن را در کتابش معروف به حقائق اسرار الدین آورده است و آن جدولی است که دلالت دارد بر آنکه جمیع آنچه خداوند در کتابش از




