پس چون خداوند تعالی در حجاب بشری آدمی مانند صورتهایشان برایشان ظاهر شد، آنان را به سوی خود خواند پس برخی شناختند و برخی دیگر با وجود علم به راه اقرار، معرفت را انکار کردند. و خداوند تعالی فرموده است: و خداوند او را با وجود علم گمراه ساخت.یعنی خداوند او را با وجود علم او به راه هدایت گمراه ساخت و خداوند تعالی او را گمراه نکرد مگر پس از آنکه مستحق ضلالت شد و این را در باب اثبات عدل بیان کردیم پس آنان ابلیس شدند.
و ابلیس هر انسانی همان مزاج و دروغی است که در اوست ولیکن در آن تفاوت است زیرا این امری مشترک میان مؤمن و کافر است ولیکن با کفر، نور استحاله می یابد و به سبب غلبهی مزاج کدورت بر آن تاریک وظلمانی می شود.
و این بدان سبب است که با وجود علم به راه هدایت انکار ورزید پس مزاجش استحاله یافت و ابلیس شد. اما در مؤمنان ممزوج و آمیخته است و استحاله نمی یابد زیرا آنان اقرار کردند و از استحاله در امان ماندند و آن در ایشان به حسب استحقاق متفاوت است و تکرار مؤمنان همانا به سبب زشتی اعمالشان است .آیا نمی بینی که انسان در برخی از پیراهنهایش عملی انجام می دهد که مستحق می شود در پیراهنی شریفتر از آن پیراهن و با علم و معرفت وسیعتر و مال و جاه و بندگان بیشتر تکرار شود، پس در آن پیراهن تکرار می شود. اما مزاجی که در آن شح و بخل نسبت به برادرانش با دنیایش وجود دارد بر او عارض می گردد پس مستحق می شود که در پیراهنی ذلیل فقیر




