علم او به اینکه او نیز مانند این شخص سالم و معاف از همهی آفات عمل خواهد کرد؟ و چرا به این عطا ش؟د و از آن دیگری ابزاری که با آن بر ارتکاب معاصی قادر بود سلب گشت؟ پس این سخنی است که فساد راه شما را بیان می کند و ما وجه عدل را بر اساس راه خود بیان می کنیم . پس با توفیق خداوند میگوییم همانا کور و زمینگیر و فلج و صاحب همهی این اعراض، به عنوان مجازات برای فعلی که پیشتر در غیر آن جسم از او سر زده است به او می رسد . و اینکه انسان از جسمی به جسم دیگر منتقل می شود و ممکن است برای او در پیراهنی(جسم) پیش از این پیراهنی که در آن کور شده است گناهی بوده که با آن مستحق کوری شده است. پس کور می شود یا گناهی که با آن مستحق فقر شده پس فقیر می گردد. و همچنین کسانی که دنیا به آنان عطا شده است عملی را انجام دادهاند که با آن مستحق بینیازی شدهاند پس به اندازهی فعلشان بینیاز گشتهاند. چه خیر در برابر خیر و چه شر در برابر شر. به خواست خداوند درباره ی این موضوع در باب تناسخ ، و بابی پس از این باب، دلیلی با حجت شرعی و عقلی اقامه خواهیم نمود.
آیا نمی بینی که بسیاری از پادشاهان جبار و متکبر که جانها را به ناحق می کشند و اموال را غصب می کنند؟ همانا باری تعالی آن را از روی عدل به سبب فعلی که پیشتر از آنان سر زده و مستحق این شدهاند به آنان عطا کرده است و تا پاداششان را به طور کامل بدهد. سپس آنان را بر گناهانی که مرتکب شدهاند محاسبه کند و بر آن مجازاتشان نماید. پس اگر بگویی بر وجه عدل واجب است که او را بر آن فعل در همان جسم مجازات




