بیماری و علم و جهل و ثواب و عقاب که مستحقش بود رسید و بیان آن در باب تناسخ به خواست خداوند خواهد آمد.
پس اگر به تو بگوییم آیا خداوند خلق را از روی تفضل بر آنان آفرید یا به سبب نیازی که به آنان داشت؟ پس اگر بگویی از روی تفضل پس آنان در حال عدم بودند و تفضل همانا بر موجود است نه بر معدوم سپس آنان را مکلف ساخت میان طاعتی که بر آن ثواب می بینند و معصیتی که به سبب آن عقاب می شوند و این وجه تفضل نیست. و اگر بگویی به سبب نیاز، پس باری تعالی به چیزی محتاج نیست. و اگر بگویی نه از روی تفضل و نه به سبب نیاز، پس اوبیهوده کار است و خداوند از عبث برتر است.
پس اگر بگویی آیا برای فاعل جایز است که فاعل نامیده شود اگر فعلی انجام ندهد و آیا جایز است که فاعل نامیده شود پیش از آنکه فعلی از او حادث شود؟ پس میگوییم نه و این به حکم ضرورت است فاعل را ناگزیر از فعلی است وگرنه پیش از آنکه فعلی از او حادث شود فاعل نامیده نمی شود.
پس اگر بگویی خداوند خالق است یا غیر خالق؟ می گوییم خالق است و همواره خالق بوده است و خلق فعل اوست و اگر خلق نمی کرد جایز نبود که به او خالق گفته شود هرچند که فعل با او به واسطهی استطاعت قدیم بود اما با ایجاد کردن او ظاهر و محدث است.




