پس اگر بگویی تو گفتی که باری تعالی بر هر چیزی تواناست پس چگونه تمام خلق را بر معرفت خود توانا نساخت و آنان را از انکار باز نداشت؟
جواب این است که برایت بیان کردم که او چون خلق را آفرید در آنان استطاعتی واحد و مساوی قرار داد و آنان را بر اقرار با طاعت و نه معصیت توانا ساخت. بلکه استطاعت را در آنان واحد قرار داد سپس با خلق خود در حجاب شد و از آن حجاب سخن گفت و از آن قدرت را ظاهر ساخت تا دلیلی بر قِدَم او باشد. پس هر کس که اقرار کرد، اقرار کرد و هر کس که انکار کرد، انکار کرد. اگر آنان را بر طاعت و معصیت مجبور میکرد با این کار از حد عدل خارج می شد.
پس اگر بگویی آیا از شخص مطیع نمی دانست که اطاعت خواهد کرد و از شخص عاصی که معصیت خواهد کرد؟ جواب این است که ما می گوییم می دانست ولیکن علم او در آنان قضای حتمی بر طاعت و معصیت نبود بلکه برای آنان قدرت و استطاعت بر فعل و ترک را قرار داد تا جبر و اکراه لازم نیاید.
اگر بگویی ما خلق را در استطاعت از نظر علم و رزق و اجل و خلقت متفاوت می بینیم و آنان را در یک تراز و یک نظام نمی بینیم، جواب این است که تعدیل و برابر ساختن میان آنان همانا در ابتدا واقع شد در حالی که اشخاصی نوری بودند پیش از آنکه این ابدان گوشتی و خونی را برایشان بیافریند و آنان را با تکرارها در آن کالبدها تکرار کند. پس به هر یک از آنان آنچه از خیر و شر و بی نیازی و فقر و صحت و




