باب ششم در دلالت بر تناقض ظاهر و اتفاق باطن و اثبات آن و تعریف اینکه قرآن را ظاهری و باطنی است
خداوند تعالی فرمود ﴾وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ و تأویلش را جز خدا کسی نمیداند﴿.. در اینجا وقف است سپس کلام را از سر گرفت و فرمود ﴾وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا1 و راسخون در علم میگویند به آن ایمان آوردیم همه از نزد پروردگار ماست.﴿ پس راسخون به استئناف (شروع یک جملهی کاملاً جدید) مرفوع است نه به عطف بر الله و آنان را به سبب تسلیمشان راسخین نامید و خداوند تعالی فرمود ﴿وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِن شُبِّهَ لَهُم2 و گفتهی آنان که ما مسیح عیسی بن مریم رسول خدا را کشتیم و حال آنکه او را نکشتند و به صلیب نکشیدند ولیکن امر بر آنان مشتبه شد﴾ و خداوند عزّ وجلّ فرمود ﴿وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ3 و ما دلها و دیدگانشان را دگرگون میکنیم همانطور که بار اول به آن ایمان نیاوردند و آنان را در طغیانشان سرگشته رها میکنیم﴾ و خداوند عزّ وجلّ فرمود ﴿وَذَرُوا ظَاهِرَ الْإِثْمِ وَبَاطِنَهُ4 و گناه ظاهر و باطنش را رها کنید.﴾و در حکایت از نوح




