باب چهارم در صفت و موصوف و اسم و مسمی
صفت آرایش موصوف است به چیزی که با آن شناخته میشود و اسم لفظی است که بر معنایی در خود دلالت دارد و صفت به جای اسم می نشیند و قائم مقام آن میشود و جای آن را میگیرد و معنای اشاره به آن را ادا میکند. زیرا حالتی دیگر به آن میافزاید.
و صفت برای بیان موصوف وضع شده است مثال آن ،کف سفید است پس کف همان سفید است و سفید همان کف است الا اینکه صفت میان آن و آنچه سیاه بوده است تفاوت ایجاد کرده است.
و اسم لفظی است که بر مسمی دلالت دارد و آن صدای مفهوم با حروف مقطعه بر نوعی از هجی کردن است که با زمان همراه نیست مانند اینکه بگویی ای زید ای عمرو.
و صفت با اسم در آنچه از آن ادا میکند شریک است و بر وضوح آن میافزاید پس این فرق میان اسم و صفت است پس اسم غیر از مسمی است و صفت غیر از موصوف است.




