قَالَ السَّائِلُ: وَكَيْفَ طُوِّلَ عَلَى الْعِبَادِ وَلَمْ يُنَادِهِمْ مِنْ مَكَانٍ وَاحِدٍ بِلَا تَفْرِيقٍ؟ يَعْنِي لِمَ لَمْ يَظْهَرْ ظُهُورًا لَا اخْتِلَافَ فِيهِ وَلَا غَيْبَةَ لَهُ؟ سائل گفت و چگونه امر بر بندگان طولانی شد و آنان را از یک مکان بدون تفرقه ندا نداد یعنی چرا ظهوری که در آن اختلافی نباشد و غیبتی برایش نباشد نکرد؟
قَالَ الْعَالِمُ عَزَّ عَزُّهُ: "إِذَا كَانَتِ الْقُدْرَةُ لِلْقَادِرِ، فَعَلَى النَّاسِ أَنْ يُجِيبُوهَا مِنْ حَيْثُ شَاءَتْ، وَيُصَدِّقُوهَا مِنْ حَيْثُ أَتَتْ، وَإِنِ اخْتَلَفَتِ الصُّوَرُ فَلَمْ تَخْتَلِفِ الْقُدَرُ وَإِنَّمَا يُعْبَدُ صَاحِبُ الْقُدْرَةِ الَّذِي لَهُ الْأَشْخَاصُ الْمُخْتَلِفَةُ". عالم عزّ عزّه گفت چون قدرت از آنِ قادر است پس بر مردم است که آن را از هر جا که بخواهد اجابت کنند و از هر جا که آمد تصدیقش نمایند و اگر صورتها مختلف بود قدرت مختلف نشد و همانا صاحب قدرتی پرستیده میشود که اشخاص مختلف از آنِ اوست.
"سوالی از اهل ظاهر"
اهل ظاهر میگویند این رسول از یکی از دو قسم خارج نیست یا اینکه از جنس کسانی است که به سویشان فرستاده شده و یا اینکه از جنس فرستندهی اوست.
پس اگر بگویید او از جنس کسانی است که به سویشان فرستاده شده پس او بشری است مانند آنان و محدث است. پس چگونه از قدیم امر و نهی او را فهمید و حال آنکه میبینیم محدث از محدث نمی فهمد در حالی که از او جدا نیست مانند عربی که از عجمی




