مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

بُرْهَانِ عَارِف دَر اِثْبَاتِ عَدَالَت بَر اَهْلِ تَبْيِين وَ مُخَالِفَان - حَمْزَة بْن عَلِي بْن شُعْبَه حَرَّانِي

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 34 من 114

میتوان تصور کرد یا به آن اشاره نمود می شود در حالی که جسم یک دسته‌ی فرعی درون اشیاء است که به وجود مادی مشخص متصف است.

و گفته‌ی او«وَالشَّيْءُ جِسْمٌ» منظورش از آن، شیء معینی بود و آن همان ظهور است. و آن علامت وجود است و با الف و لام تعریف عهد میان خود و مخاطبش را اثبات کرد.

و گفته‌اش"جِسْمٌ" یعنی در عیان و مشاهده، اما در حقیقت جایز نیست که به او شیء یا جسم گفته شود همه‌ی اینها برای نفی اسماء و صفات از او و اثبات وجود و نفی عدم است. پس اگر بگویی چون نام شیء و جسم و جوهر و عرض را از او نفی کردی پس او داخل در باب عدم شده است؟

جواب این است که این گفته بر ما لازم نمی آید. زیرا ما درباره‌ی صورت معتقدیم که آن دلیل وجود است و اسماء و صفات و اعراض را از آن نفی میکنیم و به قدرت استدلال می نماییم.

و این سخنی است که حجتی در آن بر ما لازم نمیآید و شیء همان «مثال» است و «جسم» همان صورت است. و این اشاره‌ای است به گفته‌ی او که: [‏وَتَكَافَأَتِ الْأَسْمَاءُ وَالْحُجَجُ‏]‏‏ و نامها و حجت‌ها برابر گشتند. پس نامها همان مثالها هستند و حجت‌ها همان صورتها. سپس آن را با این گفته‌اش بیان کرد"‏وَلَوْ كَانَ الشَّيْءُ أَبْيَنَ مِنَ الْجِسْمِ لَظَهَرَتْ حُجَّتُكَ" و اگر شیء از جسم آشکارتر بود حجت تو ظاهر میگشت.

الصفحة 34 من 114