کردیم هرچند در نظر چشم واقعی بودند و هرگاه صورت را از او نفی کردیم واجب است که اعراض وارد بر آن را نیز از او نفی کنیم زیرا برای آن صورت حقیقتی نیست.
آیا به گفتهی خداوند عزّ وجلّ دربارهی مسیح ننگریستهای که فرمود:﴿ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ1 و او را نکشتند و به صلیب نکشیدند ولیکن امر بر آنان مشتبه شد؟﴾
در حالی که کسانی که او را دیدند اجماع کردند که آن کسی که بر چوب صلیب بود همان کسی بود که آنان را خطاب قرار داده و قدرت و معجزه را برایشان آشکار ساخته بود.
و همچنین رسولان لوط هنگامی که نزد ابراهیم با بشارت آمدند پس او برایشان طعامی آماده کرد و پیش روی آنان نهاد و آنان در صورت آدمیان بودند و خوردند و حقیقت بر خلاف آن بود. همانطور که این گفتهی آنان به لوط بر آن دلالت کرد گفتند: ﴿قَالُوا يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ2 ای لوط ما فرستادگان پروردگار توایم آنان هرگز به تو دست نخواهند یافت﴾ و خداوند تعالی فرموده است:﴿ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ3 و ما دلها و دیدگانشان را دگرگون میکنیم همانطور که بار اول به آن ایمان نیاوردند و آنان را در طغیانشان




