در حالی که بشر شریفترین جنس حیوانات و شریفتر از گیاه و جماد است پس اگر صحیح باشد که او را از درخت خطاب کرده است پس حال حیوان ناطق چگونه است؟
و خداوند در کتاب محکمش فرموده است چهرههایی در آن روز شادابند به سوی پروردگارشان نظارهگرند. و اهل شرع از متکلمین و غیر ایشان اجماع کردهاند که ناضره با ضاد از نضارت به معنای طراوت چهره است و ناظره با ظاء از نظر کردن است و اینکه ممکن است او با نظر چشم دیده شود.
اشعریه در این باره با آنان جدال و مناظره می کنند و می گویند که رؤیت در روز معاد است و امامیه و معتزله معتقدند که آن نظر قلب است نه نظر چشم و این خلاف صواب است زیرا نظر برای چشم است و فکر برای قلب و در کتاب خداوند عزّ وجلّ استعاره نیست زیرا استعاره در شعر است و نظر در رؤیت چشم جز بر جسمی واقع نمیشود زیرا جسم ابزاری است برای آنکه در آن ظاهر می شود.
و چون نظر کردن در روز قیامت ممکن باشد پس چرا در هر عصر ممکن نباشد؟ و مانع در آن چیست؟ همانا هر کس ظهور قدرت و معجزه را انکار کند اجماع و نقل را تکذیب کرده است و هر کس اجماع و نقل را تکذیب کند مانند کسی است که عیان و مشاهده را منکر شده باشد. زیرا موجودات بر دو قسمند برخی مشاهد و برخی غایب که بر وجود آن اتفاق نظر است مانند گفتهی گویندهای که در دنیا شهری است که به آن جابرصا گفته میشود و بر وجود آن اجماع واقع شده است هرچند آن را به چشم




