پس اگر ناگزیر به وجود یک هماهنگکننده بین این چهار عنصر (آب، هوا، آتش، خاک) اعتراف کردی، در واقع لازم میآید که وجود صانع (آفریننده/خدا) را اثبات کرده باشی؛ همان کسی که این عناصر را با هم وفق داد و ترکیبها را از آنها پدید آورد.
و اگر بگویی آن با جهل و نه با علم این کار را میکند پس این توافق از جانب موافقتکنندهای که به آنچه توافق میبخشد عالم باشد نیست. پس چون به وجود موافقتکنندهای میان این عناصر چهارگانه اقرار کردی اثبات صانعی که میان آنها توافق ایجاد کرده بر تو لازم می آید پس مرکبات نسبت به آن طبیعت قدیم و طبیعت نزد آن موافقتکننده مُحدَث نوپدید میشود و این امری انکارناپذیر است .
پس اگر با این گفتهی ما که «هر مصنوعی باید صانعی داشته باشد» و دلیل ما آن است که هیچ بنایی نیافتیم مگر آنکه بنا کننده ای داشت و هیچ نوشتهای نیافتیم مگر آنکه نویسندهای داشت، مخالفت کنی و بگویی بنا براین، تسلسل واجب است که آن صانع را صانعی باشد و این صانع را صانعی دیگر الی آخر...
جواب این است که جمیع آنچه زیر فلک قمر است مصنوع و مرکب است. زیرا آنها اجسامی هستند که به ارادهی استطاعت ظاهر میشوند.
و استطاعت مادهاش از اغذیه است و وجود اغذیه از طبیعت است پس جمیع مرکبات چیزی از چیز دیگر است و در این اختلافی نیست تا آنکه به طبیعت بازگردد پس سخن بدین جا منتهی میشود که طبیعت مُحدِث پدیدآورنده ی این مرکبات و قدیم




