بینند. آیا نمی بینی که آنان رسول الله را می دیدند که غذا می خورد ولی برایش سایهای نمی دیدند؟!
وَعَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ وَعَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَزَّ عَزُّهُ عَنِ التَّوْحِيدِ فَقُلْتُ: أَتَوَهَّمُ شَيْئًا غَيْرَ مَحْدُودٍ وَلَا مَعْقُولٍ؟ فَقَالَ: "مَهْمَا وَقَعَ وَهْمُكَ عَلَيْهِ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ خِلَافُهُ، لَا يُشْبِهُهُ شَيْءٌ، وَلَا تُدْرِكُهُ الْأَوْهَامُ، وَلَا يَتَصَوَّرُ فِي الضَّمِيرِ بِخِلَافِ مَا يَتَصَوَّرُ فِي الْأَوْهَامِ، لِأَنَّهَا لَا تَتَوَهَّمُ شَيْئًا غَيْرَ مَحْسُوسٍ وَلَا مَحْدُودٍ".
و از علی بن ابراهیم و از محمد بن عیسی از عبدالرحمن بن ابی نجران روایت است که گفت از ابوجعفر عزّ عزّه دربارهی توحید پرسیدم و گفتم آیا چیزی نامحدود و غیر معقول را توهم کنم؟ فرمود: هر چه وهم تو بر آن واقع شود او خلاف آن است. چیزی شبیه او نیست و اوهام او را درک نمی کنند و در ضمیر متصور نمی شود بر خلاف آنچه در اوهام متصور می شود زیرا آنها چیزی غیر محسوس و نامحدود را توهم نمی کنند.
وَعَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ عَزَّ عَزُّهُ أَنَّهُ سُئِلَ: أَيَجُوزُ أَنْ يُقَالَ اللَّهُ شَيْءٌ؟ قَالَ: "نَعَمْ! تُخْرِجُهُ عَنِ الْحَدَّيْنِ: حَدِّ التَّعْطِيلِ، وَحَدِّ التَّشْبِيهِ".
و از محمد بن عبدالله و سندش را به ابوجعفر باقر عزّ عزّه می رساند که از او پرسیده شد آیا جایز است که گفته شود الله شیء است؟ فرمود: آری او را از دو حد خارج می کنی حد تعطیل و حد تشبیه.




