میکنیم. آیا هرچند پدرانشان تعقل نمیکردند و هدایت نیافته بود1. پس این آیه بر وجوبِ کنکاش و پژوهش در اصول و تسلیم در برابر صاحب الأمردر فروع دلالت دارد
و من هر ملتی را یافتم که با براهین نیکو و دلایل آشکار برای دین خود احتجاج کرده و آن را یاری نمودهاند و در برابر مخالف و معاند، آن را آراستهاند. و دوست داشتم که این اثر را کتابی مختصر قرار دهم و در آن، براهین و دلایل و حجتهایی را برای اثباتِ صانع، توحید، عدل، ظهور،ابتدا و انتها روشن سازم. پس آن را به صورت بابهایی تدوین کردم تا معنایش واضح گردد و محتوایش آشکار شود. و در تمام این مباحث، حجتهای صحیح و براهین نیکو و پسندیدهای را ذکر کردم که عقل بر آن گواهی میدهد و بهانهها در برابرش قطع میشود و شک با آن زایل میگردد و حق با آن برپا میشود و باطل با آن دفع میگردد. و آنها را با کتابِ مشهور، خبرِ مأثور و قانونِ مسطور تأیید کردم و آنچه را معنایش مشکل بود و با غیر خود مشتبه میشد، تفسیر نمودم. و براصول دلیل اقامه کردم و درفروع تسلیمِ صاحب الأمر شدم، تا حجت، مؤکد و راهِ راست آشکار گردد.




